×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

********************************************************************

********************************************************************

آموزش و خدمت لازم و ملزوم یکدیگرند

انسانی که بدون آگاهی غزل خداحافظی را بخواند پایش در بند است، در بند تعلقات و آرزوها و شهوات و خواستههای نامعقول رنگارنگ نفسانی که همانند زنجیر دست و پای انسان را میبندد و برای باز کردن این زنجیر آهنین و رهایی باید در جهت شناخت هر چه بیشتر خود و رسیدن به آگاهی تلاش بسیار انجام دهد...
دنباله در ادامه مطلب
اگر قدیم ها به همسرشان نمی گفتند منزل یا به اسم فرزند پسر خطابشان نمی کردند.
اگر گهگاهی به جای پوشک و ملاقه و آبکش،کتاب و قلم دست مادرانمان می دیدیم.
اگر یاد می گرفتیم زنی که عطر می زند فاحشه نیست
اگر یاد می گرفتیم زنی که گیسوانش را به باد می سپارد قصد خودفروشی ندارد.
اگر با صدای پاشنه های کفش یک زن،هزار و یک سر نمی چرخید به سمت صدا.
اگر مردی به زنی شاخه گلی می داد،نمی شد زن ذلیل و برده ی زن.
اگر حجاب ذات یک زن می شد ناموس
و هزار و یک اگر و امای دیگر
امروز زن ها را معیار عقده های جنسی و عقب ماندگی یک جامعه قرار نمی دادند.
زن دست نوشته ی احساسات خالق است در آفرینش
معیارهایمان را اشتباه نوشتند.اشتباه
تربت آنان که در مقام بلند داشتن جایگاه عشق مرگ را بر حیات ترجیح دادنددر نهان وآشکارزیارتگاه راهیان کوی بلا بوده است
واما آنانکه در زمان حیات به هر حیلتی تلاش در زدودن آثار دلدادگان و بلا جویان داشته اند تا به کعبه دل مشتاقان تبدیل نشوند قبل ازمرگ بدنام و بی اعتبار می گردند تا مبادا خاک با درمیان گرفتن آنان و با تیدیل شدن به محل انداختن تف ولعن آلوده و بی اعتبار گردد