جوان

اخبار جدید ورزشی و اقتصادی، مطالب تفریحی، عکس های جدید و با کیفیت، آهنگ شاد و غمگین، موزیک ویدیو و فیلم

جوان

اخبار جدید ورزشی و اقتصادی، مطالب تفریحی، عکس های جدید و با کیفیت، آهنگ شاد و غمگین، موزیک ویدیو و فیلم

محمد یاسر یکه خان به عنوان سرپرست هیات هندبال بیرجند منصوب شد.

با تایید هیات هندبال خراسان جنوبی طی حکمی از سوی اداره ورزش و جوانان بیرجند محمد یاسر یکه خان از مربیان و داوران با سابقه هندبال استان به عنوان سرپرست هیات هندبال شهرستان بیرجند منصوب شد یکه خان از بازیکنان و مربیان اسبق لیگ های مختلف کشوری می باشد که بارها در سمت مربی و بازیکن تیمهای مختلف ورزشی  از جمله کابل خودروی سبزوار،شهرداری مشهد ،سیمرغ زرین قهستان ، تروند زعفران و... در لیگهای جوانان،دسته اول و دوم ایفای نقش نموده است.

اینترنت چیست؟

هم اکنون ما در حال تولید نسل دوم صفحات وب قرار داریم. همانطوریکه می دانیم در نسل اول صفحات HTML توسط دست بشر طراحی می شد مستقیماً توسط وی مورد پردازش قرار می گرفت. در حالی که صفحات وب در نسل دوم به ....

ادامه این مطلب را از دست ندهید!

نمونه سوالات شیمی سال اول دبیرستان (ترم دوم)

به سوالات زیر پاسخ دهید و مورد درست را انتخاب کنید.

A: در کدام ترکیب تعداد اتم ها 3 است: الف: - ب: - ج: - د:

B: کدام رابطه در مورد مقایسه میزان رسانایی درست است.

الف: آب خالص< آب طبیعی< فلز مس                            ب: فلز مس<  آب طبیعی< آب خالص

ج: آب طبیعی< آب خالص < فلز مس                               د: هر سه مورد رسانایی یکسانی دارند. 

.............

درس را ول نکنیم

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش

به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد

بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ابرو و قد بلندش

 

بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست

ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم

در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام

برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم

به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده

به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست

ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت

خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار

رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود

چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت

به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا

ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا

مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید

که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت

پیامک لیلی به مجنون

پیامک زد شبی لیلی به مجنون

 

که هر وقت آمدی از خانه بیرون

 

بیاور مدرک تحصیلی ات را

 

گواهی نامه ی پی اچ دی ات را

 

پدر باید ببیند دکترایت

 

زمانه بد شده جانم فدایت

 

دعا کن …

 

دعا کن مدرکت جعلی نباشد

 

زدانشگاه هاوایی نباشد

 

وگرنه وای بر احوالت ای مرد

 

که بابایم بگیرد حالت ای مرد

 

چو مجنون این پیامک خواند وارفت

 

به سوی دشت و صحرا کله پا رفت

 

اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی

 

که می خواهم تورا قد تریلی

 

دلم در دام عشقت بی قرار است

 

ولیکن مدرکم بی اعتبار است

 

شده از فاکسفورد این دکترا فاکس

 

مقصر است در این ماجرا فاکس

 

چه سنگین است بار این جدایی

 

امان از دست این مدرک گرایی